هفته ای که گذشت خیلی سنگین بود روز و شب سختی گذشت . سرپرست یک جریان برام ایجاد کرد یک بازی دیگه شروع کرد . 3روز شیفت شب جایگاه بودم تا اتفاقاتی افتاد دوبار از جایگاه تیم دستیاراش حذف شدم . جریان از این قرار بود . فروشگاه داخل بند گران فروش داشت . گزارش به اداره بازرسی عملکرد ارزشیابی زندان جهت برسی گزارش شد بود روز برسی گزارش سرزده بازرس اداره بازرسی جهت برسی به داخل بند مراجعه میکن . سرپرست داخل اتاقش نبود و یک میهمان داشت . با تلفن همراه داخل اتاق سرپرست تنها بود .تخلف سرپرست گزارش میشه با گزارش گران فروشی فروشگاه بند و عدم نظارت و سر کشی سرپرست از بند ثبت دو گزارش تخلف سرپرست . روز بعد از بازرسی سرپرست به یکی از مخبر های خودش مشکوک میشه . با ادبیات خودش توهین میکن به مخبرش . مخبرش حسابی جوابش میده سال گذشت مخبرش آبدارچی خودش بود . محل کار ش تغییر داد به آبدار خانه قسمت ساختمان اداری زندان آبدار خانه دفتر رئیس زندان . قسمت های حفاظت و بازرسی عملکرد در یک قسمت ساختمان اداری . سرپرست هدف داشت از خبرهای مطلع بشه و هر کس از هم بندی ها مراجعه داشت به قسمت از طریق مخبرش باخبر بشه . همین مخبر بر علیه سرپرست شد مدتی بود مخبر شناسایی شده بود تحت نظر داشتم بهش نزدیک شده بودم طرح دوستی داشتم برای روز مبادا .سرپرست محل کار مخبرش تغییر داد برای روز سه شنبه صبح اعزام به سخترین کار خدماتی پوسته میانی اعزام بشه . چون تو جایگاه بودم باخبر شدم روز دوشنبه بود از طریق ایمان ارتباط گرفتم با مخبر ایمان شد وسیله جریان به ایمان گفتم . ایمان به مخبر گفت . شروع یک جریان برای سرپرست شد . مخبر گزارش تغییر محل کار به بازرسی . حفاظت اطلاعات تلفنی خبر میده . به ایمان شک داشتم ایمان مخبر در آمد جریان از طریق یک مخبر دیگه به سرپرست خبر میده بی شرف سرپرست یک جو سنگین ایجاد کرد از طریق مخبر اش. محل کار علی تغییر نکرد برای صبح روز 3شنبه تا . رفتم برای شیفت شب دوشنبه تحویل گرفتم جریان جدید شروع شد . سرپرست تلفنی باخبر شد کار من بود . روز 3شنبه از تیم دستیاراش حذف شدم . شدم مقسم غذای بند و قسمت اداری زندان توزیع غذا باگاری دستی چالش جدید تجربه کردم رنج نامه جدید خواهم نوشت به بازرسی عملکرد . حوزه نظارت بر زندانیان تا تغییر سرپرست از بند و جابجایی سرپرست ......
زندان وکیل آباد مشهد. خاطرات یک زندانی. اخبار زندان .